داستان سکسی سکس خشن. داستان سکسی ایرانی

سکس زوری بهترین فیلم های سکس زوری و خشن کاملا واقعی

داستان سکسی سکس خشن

گفت من از همون اول دوست داشتم همین حالا هم دوست دارم و در آینده هم دوست خواهم داشت منتها این مدت به خاطر حرف های دکترت سعی کردم بیشتر این دوست داشتنم رو ابراز کنم. چند چک محکم هم به صورتش زدم که خیلی لذت میبردرفتم پشتش یه تف روی کیرم زدم و یهو و تا ته کیرمو و کردم تو کونش کردم. گفتم خوب حالا براچی لباس بیرونی پوشیدی؟ گفت میخوام با هم بریم یه جایی، گفتم کجا؟ گفت بیا بریم خودت میفهمی. رفتم دستشویی و اومدم و خواهرزنم رو بیدار کردم و اون هم بعد از دستشویی اومد و ما باز هم شروع کردیم. خیلی ها مطمئنن میگن دروغه ولی هستن کسایی که چنین تجربه ای داشتن و قطعا حال من و درک میکننکوچیک شما علی نوشته علی. من و نامزدم حدود 2 سال بود که با هم دوست بودیم و به تازگی 9 ماهه که با هم ازدواج کردیم.

Nächster

خشن ترین سکس عمرم

داستان سکسی سکس خشن

خواهر زنم همیشه پیشم با دامن کوتاه و سینه باز هستش. با صدای تلمبه زدن ما اوناهم بیدار شدن. بلند شدیم رفتیم کنار اونا دیدم کس خواهرزنم داره از شهوت میترکه. رفتم زیر لحاف و شروع کردم لباس هامو در اوردن. زنم این موقعیت رو بهم نشون داد.

Nächster

سکس زوری بهترین فیلم های سکس زوری و خشن کاملا واقعی

داستان سکسی سکس خشن

هیچ احساس رودرواسی از هم ندارن. توهم بیا ببین خلاصه زنم کنارمون نشست و کردن خواهرش رو نگاه می کرد و پستونای خواهرش رو لیس می زد. موندیم چه بگیم زنم گفت راست میگه من هم می خوام. زیاد اهل بسته بودن و اینا نیست. یه جا حتی حس کردم برای چند ثانیه بهوش نبود. یه شب تا دیروقت خونه باجاناقم بودیم داشتیم فیلم می دیدیم فیلمه کمی باز بود تقربیا نیمه بود هر چهارتامون بدجوری شهوتی شده بودیم.

Nächster

سکس زوری بهترین فیلم های سکس زوری و خشن کاملا واقعی

داستان سکسی سکس خشن

وسط کار برگشتم دیدم خواهرزنم لخت شده. ما توی تهران زندگی می کنیم ولی خونه ی مادربزرگم شهرستان هست و مامانم و خالم تهران شوهر کردند، پدرم هم تک فرزند بوده و عمه و عمو ندارم. مطمئن بودم که اون دوتا متوجه این موضوع بودن. رفتم دهنش و باز کردم و کیرم و تا ته میکردم تو دهنش. من شبها عادت دارم فقط با یه شورت بخوابم بعضی از وقتها اونو هم در می اروم. من فقط یک خاله دارم که اسمش سمانه هست و ازمامانم کوچیکتره و الان ۳۵ سالش هست خیلی هم زیبا و خوش اندام هست.

Nächster

داستان سکسی: سکس_خشن_با_صدف_تو_ماشین

داستان سکسی سکس خشن

خانواده هامون وقتی فهمیدن که ما دوتا همدیگر رو دوست داریم با ازدواج ما موافقت کردند. با اینکه 8 سال از این داستان میگذره هنوز هم اون بهترین سکس عمرم هست و مطمئنم هیچ وقت دیگه نمیتونم تجربه کنم این سکس و. به خاطر همین خونواده ی ما و خونواده ی خاله سمانه خیلی با هم ارتباط داریم. شوهرش گفت اوهوی چه خبره؟ گفتم مگه تو حالت بهتر از منه همه خندیم اخه کیرش تو دست زنم راست شده بود و داشت با اون بازی می کرد. با یک کمی سرچ می تونید کلی مجله ی سکسی آنلاین پیدا کنید: مثلا اینجا این مجله های باکلاس همه با فرمت پی دی افت هستند اما بعضی هاشون که روی رپیدشر هستند رو فقط با داشتن اکانت می شه دانلود کرد.

Nächster

داستان سکسی: سکس_خشن_با_صدف_تو_ماشین

داستان سکسی سکس خشن

من گفتم یعنی فقط میخواستی همینو بگی؟ خوب براچی اومدی اینجا بگی؟ گفت آخه اینجا رمانتیک تره، از اون گذشته خواستم یه دوری هم زده باشیم. من در حیاط رو باز کردم خالم ماشین رو روشن کرد و از پارکینگ با مهارت خاصی بیرونش آورد، من در ها رو قفل کردم و سوار شدم. . گفتم چه شرطی؟ گفتم بیایین فقط با همسرهای خودمون فقط باشیم با دیگری کاری نداشته باشیم. گفتم بیا و ببین باجناقم هم اومد خلاصه اروم سرکیرم رو گذاشتم جلوی کس زنم اون دوتا هم خم شده بودن وداشتن اونو می دیدن که اروم کیرم رو فشار دادم دیدم خیلی خیلی اروم لغزید رفت تو همین که تمامش رفت تو زنم لرزید فهمیدم گه بخاطر دیدن اونا زود ارضا شده خلاصه داشتم با تمام وجود عقب وجلو می کردم اونا هم رفتم بغل هم. از این که با یه زوج دیگه داشتیم سکس می کردیم بدجوری تحریک شده بود برگشتم سراغ زنم کرست و شرتش رو در اوردم و اون هم شرت منو در اورد به حالت 69 قرارگرفتیم. یهو باجناقم گفت ببینم شما دارین چکار می کنید لحاف رو بلند کردم و گفتم هیچ داریم بهم قصه می گیم.

Nächster

سکس در اردوی مدرسه

داستان سکسی سکس خشن

البته شوهرش از اون فهمیده هاس ادم روشنیه. یه بدن سکسی کامل بدون هیچ گونه نقصی پستونهای گرد و برچسته و یه کس طلایی. به خاطر همین از اون به بعد منم رابطم باهاش عوض شد و دنبال یک فرصت بودم که کارشو بسازم. زنم شلوارش رو در آورد با شرت وکرست افتاد بغلم. همین که اینوگفتم نگو همگی منتظر این برنامه بودن موافقت کردن. داشتم می خوردم یهو دیدم صدای اونا بلند شد برگشتیم دیدم خواهر زنم کیر شوهرش رو گرفته و داره براش ساک می زنه.

Nächster

سکس دسته جمعی

داستان سکسی سکس خشن

نصف شب شده بود می خواستیم که بخوابیم یهو گفتم بایید با هم اینجا بخوابیم. خالم دستمو گرفت و منو بوسم کرد گفت رضا خاله من تو رو از وقتی بچه بودی دوست داشتم مثل بچه ی خودم بودی و هستی چون که خودت میدونی من و حسین بچه دار هم نمیشیم. شروع کرد به تایپ کردن…گفت صدف میشه لباستو در بیارم اینجوری که نمیشه ماساژ داد زار فردا خودم واست بیارمش اخه فردا باهم قرار داشتیم منم که تو حال خودم نبودم گفتم نه تا فردا نمیتونم تحمل کنم گفت اوکی پس الان خودتو ارضا کن فردام یه پارت دیگه باهم میریم منم گفتم اوکی…یه اوکی الکی چون فرداش قرار بود بعد یونی بیاد دونبالم که بریم قلیون بکشیم واسه همین حرفشو جدی نگرفتم فرداش که همو دیدیم تو راه واسه اولین بار یه لب کوتاه ازم گرفت میگم اولین بار چون این پنجمین دیدارمون بود وقتیم رسیدیم سفره خونه قبل اینکه پیاده شیم بازم لبامو بوس کرد ایندفه محکم تر تو ایینه خودمو نگاه کردم که رژمو مرتب کنم بهم گفت فعلا رژت باشه تا بعد حسابی بخورمشون منم خندیدم و رفتیم قلیون کشیدیم اونجام که نشسته بودیم چند بار تو حرفاش بهم گفت کجا بریم که بتونم تورو بخورم اخه…ساعت نزدیکای 4بود که سوارماشین شدیم 1:30هنوز تایم داشتم که باهم باشیم بدون هیچ حرفی رفتیم سمت کوهسار ماشینو یه جا پارک کرد هیچ کس نبود دورو برمون شیشه های ماشینم دودی بود اومد سمتم لبشو گذاشت لو لبام کل لبامو میکرد تو دهنشو مک میزد زبونمو میخورد یهو دستش رفت سمت کسم شروع کرد از رو شلوار مالیدن نمیدونم چرا ولی نتونستم مقاومت کنمو نزارم…پاهام باز شد اونم که انگار خیالش رحتترشده بود دستشو کرد تو شلوارم هنوز لبامو میخورد خیلی اروم با کسم بازی میکرد بهم گفت دوس داری ادامه بدیم صدف گفتم اوهوم دکمه شلوارشو بازکرد کیرشو اورد بیرون دوباره شروع کرد لبامو مک زدن لبامو لیس میزد و میگف میخوام کستم همینجوری لیس بزنم سرمو گرفت پایین سمت کیرش شروع کردم به ساک زدن من ساک میزدمو اونم بعضی وقتا سرمو فشار میداد و من اوق میزدم انگار خیلی خوشش میومد همینجوری داشتم واسش میخورم دستش و کرده بود تو کونم هر وقت میخواس انگشتشو کنه تو اینقد خودمو تکون میدادم که نتونه ولی اون سرمو سفت گرفت که نتونم تکون بخورمو شصتشو کرد توکونم خیلی درد داشتم ولی ادامه دادم تا وقتی که حس کردم تو دهنم یه چیزه غلیظی هس صدای اهو نالش و شنیدم تا کیرشو از دهنم دراوردم فهمیدم ابش تو دهنمه سریع بهم دستمال داد با کلی اوق زدن همه ی ابشو ریختم تو دستمال اشک از چشمام میومد سرمو گذاشتم رو پام وقتی این حالمو دید بغلم کرد سرمو گرفت تو سینش و با موهام بازی کرد وقربون صدقه م میرفت مقنعه مو از سرم دراورد خیلی اروم گردنو بوس میکرد بوسای ریزو سریع چشامو بسته بودم حس خوبی داشتم بهم گف بیا سرتو بزار رو پام بهش گوش کردم سرمو گذاشتم رو پاش شروع کرد سینه هامو مالیدن دوباره شل شدم پاهام باز شد دستشو کرد تو کسم ولی ایندفه خیلی محکم میمالید کسم خیس نبود انگشتشو دراورد کرد تو دهنم اوق زدم گفت حسابی خیسش کن تا میتونستم انگشتشو تفی کردم کرد تو کسم شرو کرد مالیدن خیلی محکم اینکارو میکرد چوچولمو میگرفت سفت فشار میداد دستشو گذاشته بود رو دهنمو فشار میداد زیر ش داشتم دستو پا میزدم از درد دو بارارضا شدم ولی اینقد از درد تکون میخوردم متوجه لرزشام نشد سرشو اوردپایین یه تف انداخت و دوباره شروع کرد اینقد محکم اینکارو میکرد که همش نگران بودم که دستش نره تو خیلی وحشی شده بود مدام میزد ب صورتم انگشتشو میکرد تو حلقم اشکام همینجوری میومد من هیچ لذتی نمیبردم فقط دردو حس میکردم که بلندم کرد که دوباره واسش ساک بزنم موهامو گرفته بود و سرمو جوری نگه داشته بود که کیرش تا ته تو دهنم بود وقتی سرمو ول کرد نفس نفس میزدم دیگه دلم نمیخواس ساک بزنم واسش با دستم مالیدم بعد چند مین گف صدف وقتشه بخوریش نمیتونستم مخالفت کنم شروع کردم به ساک زدن ایندفه تا سرمو گرفتم بالا ابش ریخت بیرون اندازش از دفعه ی قبل کمتر بودبا دستمال تمیز کرد و بغلم کرد با حرفاش ارومم کرد و مدام لبامو میبوسید. گفتم بریم اتاق اومدیم بیرون و همدیگر رو خشک کردیم و کار رو ادامه دادیم. جوری شق کرده بودم که هیچ وقت کیرمو به این شکل ندیده بودم. خوابید و پاهاش رو باز کرد از کسش داشت اب شهوت می اومد کیرم رو دستم گرفتم خواستم برم روش که خواهرش یهو اومد گفت می خوام بببینم کیرت چطور کس خواهرم رو می خواهد تصاحب کنه. سرو صدایی می کرد که تعجب کردم.

Nächster